عجیب
امروز ینی دیروز عصر رفتیم پیاده روی من و جوجک
برگشتنا دیدم جوجک برگشته و پشت سرش رو نگاه میکنه و با اخم زبونش رو دراورده ؛ نگاه کردم دیدم چند متر عقب تر ی اقایی داره میاد و انگار جوجک از دیدنش عصبی شده :)) خلاصه کالسکه رو تندتر هول دادم تمام مسیر هم پیاده اومد و تا نزدیک خونه سوار کالسکه نشد
رفتیم ک خرید کنیم و دور بزنیم توی ققنوس توی راه فواره رو دیده میگه کاش کاپشن میپوشیدم میرفتم تو اب :)) منظورش مایو روز قبلتر هم گفته بود لباس میپوشیدم میرفتم دریا :)) و من فردا رفته بودم دریا :)) به دیروز یا قبلتر گاهی میگه فردا :))))
رفتیم جلوتر هم خونه هارو دیده و میگه کاش از این خونه ها میخریدیم هیلی گرونن :))
پ.ن. دیروز تست ورزش دادم ینی پریروز و همون اول کم اوردم . صبح ازمایش خون باید بدم . هر چی ک هست میدونم تلقین نیست فقط اعصابِ ضعیفمه ک طبیعیِ بعد این همه سختی
جهان آرامِ آرام است