من و بچه جان
من و بچه جان امروز هر دو سرما خورده ی دل دردو بودیم و اون مهد نرفت منم سر کار ، عصر ک بهتر شدیم شکر خدا رفتیم خرید برای دوستم دوتا استکان و نعلبکی گل سرخی و یه پلنر رنگی رنگی گرفتم و قبلش از فروشگاه یه بسته شکلات کادویی برای مدرسه گرفتم که فردا با دستمال کاغذی ک تموم کرده بودن براشون ببرم
دیگه اینکه دیروز سرم تو بوفه خورد به طبقه و ورم کرد :)) بعدش اومدم خونه گردنم تا شب رگ به رگ شده بود و امروزم صبح تا شب مریض بودیم تازه دیروز صبح هم سرمخورد به کابینت :))
گیج میزنم دیگه مال کم خوابی و بدخوابی شبونه س از بس بچه جان بدخوابِ
خدایا برای همه چیز شکرت
تو نت نوشته نعمات خدارو شکر و سپاس بگید تا وفور پیدا کنن ، ستایش و تشکر کنید از زندگی از خدا تا انرژی مثبتشو ببینید :)