دیگه متنهای خام تهیه شدن. حوصله نداشتم اول مهر باهاشون کلنجار برم. باید استادام بخونن و بعد از ویرایش نهایی بره ارشاد..‌. از سکوت اجباری، احمق دیده و فرض شدن و گاهی حتا رنج کشیدن برا گردآوری شدن کتاب خسته بودم. خدایا شکرت که تموم شد خلاص شدم.

+ ساعت 19:45 نوشته‌ی یوکابد |