The girl from Jerusalem

Profile| Archive| Links| Posts| Designer

بانوی ماه ُ وسوسه‌ی بوسیدنت مقدّسه
برای من که عاشقم، فقط نگاه تو بَسِه

نمی‌دونی تو این شبا، چه حالی دارن عاشقات
همه مثِ خودِ منن؛ فدای اون دو تا چشات

می‌ترسم آخرش یه روز ؛یکی بیاد به سمتِ تو
نکنه دلبری کنه، بشه برات یه حسِ نو

ترسیده این لحظه دلم، بریده دستِ خودشو
تمومِ من سهمِ توئه؛ دلمو بردار ُ برو

من از شبای بی‌تو هم گذشتم ُ نمونده راه
دلم تو رو صدا زده، توی سکوتِ این پناه

اگه بدونی عاشقم، اگه بدونی چی شدم
اسیرِ اون نگاتمو ؛ مالِ منی ؛ فقط خودم

نرو که پشتِ چشمِ من هنوز یه عالمه دُعاس
بمون کنارِ قلبِ من که خسته از همه‌ جُداس

تو که می‌دونی عاشقا همه یه عمر می‌خوان تورو
ترانه کامل نمی‌شه ... اگه نباشه اسمِ تو ‌...

28Jan- با ریتم این آهنگ و کی‌اشکاتو پاک‌میکنه‌... فقط حوصلم نکشید روی ترانه کار کنم اون روز و متن خام هست.


Tags  : دل نوشته
۱۴۰۴/۰۸/۲۶ | 15:15 | یوکابد
About Me

جهان آرامِ آرام است
اگر چه این زمین دام است
اگر چه روزگار ُ ذهن
گَهی سرد ُ گَهی خام است...
Designed by : Black Theme