ذهن آمد ُ گفتا به حساب است امیدی
شاید که به یک فرصتِ دیگر ثمر افتاد
روح از دلِ روشن بگفتا مرو این ره
کز زخمِ شبانگاه، هزاران سحر افتاد
ذهن از عدد ُ عقل، به تردید کشانید
غافل که درین وادی ؛ هر دل که ور افتاد
ای جانِ جهان، بشنو از این پیرِ درونت
هر جا که شهود آید، اندیشه کَر افتاد
زیرا که نفسپاک، ز نور است ُ نشانی
وان عقلِ پریشان، گهی از سپر افتاد
ای عاقل ِ فرزانه؛ بشنو ز دلم تو
هر دل که به خود تکیه کند، بر قمر افتاد
گر عقل ز من دور شد ُ دل به تو پیوست،
این راز مگو، کاین سخن از چشمِ تر افتاد
○ میتونید توی خوانش شعر چَشمِ تر هم بخونید ادبیتر و کلاسیک بشه.. ولی به شخصه چشمِتر برام ملموستره... نفسپاک به معنی کسی که نفسش و جانش پاکه... نَفسِ پاک هم میشه خوند ولی ابیاتم جالب نمیشه 🫠