The girl from Jerusalem

نگرانه که با پیاده‌روی رفتن ، قلب بیمارم جوابگو نباشه و بی‌مادر بشه. گفتم نگران نباشه... گفتم مراقبم. باقیش با خداست. هوا هم که ناجوانمردانه سرده :) برای همین امروز تنها بدهی که داشتم مبلغ ۲۱۰ هزارتومن هزینه کتاب، واریز کردم و گفتم هفته بعد می‌رم چکنویس کتاب رو ازشون پس بگیرم :)

یوکابد ۱۴۰۴/۱۰/۱۸ 12:46
درباره من
The girl from Jerusalem جهان آرامِ آرام است
اگر چه این زمین دام است
اگر چه روزگار ُ ذهن
گَهی سرد ُ گَهی خام است...
امکانات وبلاگ
© The girl from Jerusalem