رشد
دردناک بود. روزای پیانویی... مطلق ! یا سیاه یا سفید اما حقیقت دنیا خاکستریه ... نه سفید نه سیاه . و به جرات میگم رشد دردناکترین بخش زندگیه. صدالبته که رشد روح و قد کشیدن استخوانهای دل ، بزرگ شدنِ دل ، از همش دردناکتره . توو این مسیر، دو سالُ نیمِ اخیر، درد زیادی رو تحمل کردم... و درس های زیادی گرفتم. مهم تریناش اما برام اینا بودن که میگم بخشیشون رو خلاصه وار.
گاهی باید سکوت کرد. دور شد. نه انتقام گرفت نه حرفی زد. تنهایی و روزگار آموزگارهایی قَدَر و ماهرن که قادرن به افراد درس لازم رو بدن. اگه نور بودی و ازت گریزون شدن یادت نره خفاش ها عادت به تاریکی دارن. این رو هرگز به خودت ربط نده و شخصی سازی نکن... و یادت نره درد داشتن طبیعی برای دردهای همراهت و یارت آغوش باش اما نذار درد رو توی قلبت تیغ کنه و محبت رو ازت دریغ.و در آخر همیشه یادت باشه جهان آینه ای از توئه به خودت توی آینه نگاه کنی بهت نگاه میکنه و به دیگران نگاه کنی به دیگران نگاه میکنه.پس به خودت عشق بده و نگاه کن ...بعد دیگران
جهان و دیگران پیوند دارن تووی نوع نگاه اینم فراموش نکن هرگز.
نفس بکش حتی اگه نفس کشیدن و به تو رسیدن سخته :))
این متن صدای زنیه که زخما رو بوسیده، با اشک خودش مرهم شده، و دوباره ایستاده... :) حرفای فرزانه س...که از تله ایثار افراطی بیرون پریده و پرواز کرده ُ رفته. فرزانه ای که یاد گرفته نه سیاه باشه نه ادای سپیدی ... خودش و حقیقتِ خودش بودن ، سخته ولی آی دلنشینه ✨️🍃 با افتخار به فرزانه نوشتم ^_^ ... و تقدیم به فرزانه هایی که تووی درد رشد روحشونن ..دووم بیارید . بعدها ریشه هاتون پابوس روحتون میشن و غرق عشقتون میکنن. بهتون قول میدم که همون ریشه ها ثبات ُ نجاتن
*وفاداری به کسی که بهتون احترام نمیذاره، دوستتون نداره، ارزشاتونو نمیبینه؛ حتی اگه بهتون رسمی خیانتی نکنه؛ باز خیانته. دو طرفه و در اصل خیانتِ خودتون به خودتونه.
جهان آرامِ آرام است