بریم.

۱۴۰۴/۰۱/۰۳
23:24
یوکابد

صدامو میشنوی بازم، منم دنیای واروونه

منم اونکه از عشقِ تو، شده مجنونُ دیوونه

صدامو میشنوی حتی، میونِ بغضِ آرومم

تویی اونکه نگفتم من ، ولی رازامو می‌دونه

نوازش های دستِ تو، برام کل ِ همین دنیاس

میدونی که !فقط مهرت ، غمارو کرده ویروونه ...

آبُ جارو زدی قلبُ ... پیچیده عطرِ عشقِ تو

تووی هر ثانیه، ساعت! همه دردا که بی‌خوونه

می‌خوام حالا همین لحظه، بشه پر از تو ُ عشقت

تمامِ عالمُ دنیا، بشه نعناییییی ُ پونه ...

خنک مثلِ نسیمُ نور ، بپیچه عطرِ این نعناع

همینجوری، که خووبم من ! همه دنیا! همینگونه

می‌خوام از حرف اون قلبت، بخونم شعرِ نو تازه

که هر شعرت که هر حرفت واسه دنیا، درمونه

برچسب‌ها: دل نوشته
© The girl from Jerusalem