سبزِ سبز 🥰

۱۴۰۴/۰۱/۳۱
22:36
یوکابد

می‌گفت باید انگیزه‌ت رو حتی وقتی کل زمستون دووم آوردی به امید بهار اما تگرگِ بهاری زده به شکوفه های دلت، محکم نگهداری... باید دووم بیاری ... امید ، شکوفه نیست ... ریشه ست و تو قوی تر از همیشه ظاهر می‌شی. با لبخند، با نور ... تا کور بشه چشمِ شور. نترس من کنارتم... بعد فوری بهم پیشنهاد داد که با هم یه متن برای پس دادنِ گوشی بنویسیم که مالکش خودمم ... اما برای حفظ آرامشم باید از اونم بگذرم.

حالا با گوشی جدیدی که ارزون‌تر هم هست اما دوس داشتنی‌تر چون یادآور قدرتای کوچیک اما سبز ، با عشق و کمی خجالت :') ، دارم می‌نویسم . این روزا هم می‌گذرن و می‌دونم گذر پوست‌شون به دباغ خونه م می‌افته :)) و آرومم چون "به خدا اعتماد کامل دارم "

* قالب قشنگم با مرورگر فایر و اندروید پایین‌تر ، چشم خسته کن بود:| ریزطور ِ درهم برهم :/..‌. به پیشنهاد رفیق، این شد تغییر ... و چون درخت نداره ، عنوانشم تغییر دادیم .

یه وقتا می‌گه چی می‌شه یاد بگیری گل مصنوعی بشی؟ گلای مصنوعی بی نیازن از همه چیز ... شاید حتی به قشنگی گلای طبیعی نباشنا اما دیگه هیچ باد ُ طوفانی ، کرم خاکی ، هیچی آسیب نمی‌رسونه بهشون. خب ! باید بگم بیراهم نمی‌گه. یه وقتایی میشه خودخواسته ، گل مصنوعی بود یا حتی قاصدک... که رسالتش اینه که با باد، پیام‌بری کنه ... و همینم فقط براش مهمه نه زیباییش یا موندگاریش ...

مهم نیس این دو روز چی گذشت بهم. سخت بودنش غیرقابلِ انکاره... اما شناخت از پِی شناخت ‌ پیش میاد ُ من ، تقریبا دیگه دارم کنار میام با حقایق ... که یه مارمولک نمی‌تونه هیچ‌وقت، پروانه بشه :))

به قولش: گاهی باید هیچی ننوشت هیچی نگفت ، فقط لذت بردُ دیدُ شِنُفت ...

* خدای عزیزم دوربونت :') من دو روز نمازامو یا نخوندم یا با غرغرُ گلایه خوندم.یه روزم که توان سر به مُهرب نداشتم عوضش برات اسلوموشن رقصیدم کیف کردیا :)) ! سپردم به تو خودمونو ... و واگذار کردم به تو هر کی که آزارمون داده و می‌ده :) ... از فردا سعی می‌کنم فرزانه ی خوب‌تری باشم برات ^_______^🤗شُکرتااا🍃🍀

* واسم تب کردی ُ مُردم ، به آغوشت پناه بُردم ...

* امروز گفتی عیبی نداره اگه دلت که گرف گریه کنی ...ولی یادتم نره پناهگاهِ واقعی جاییه که تو رو قوی‌تر کنه، نه فقط آرومت.تو می‌تونی خسته بشی، گریه کنی، زخمی بشی، اما اجازه نداری از حسِ ناامنی با کسی ازدواج کنی! باید حس عشق و امنیت باشه صرفا. وگرنه حس بد که رفع بشه تحمل اون فرد زجرآوره. به خودت رحم کن.

*همچنان الهی شُکر :)) سالِ فروردین تموم شد و وارد سالِ اردیبهشت شدیم :)) اما هنو هوا پاییزیه و کف پای من چسبیده به بخاری 😁 و لذت می‌برم. خدایا بوسِت، شُکرت 😘

* هروقت دلم نوستالجی بخواد می‌رم آرشیوم اولین پستِ شهریورِ ۸۶ :)) و قدرِ الان و برنامه ریزی شخصی‌مو بیشترتر می‌دونم :))) الحمدلله 😂🥰

برچسب‌ها: آموختم، عکسانه
© The girl from Jerusalem