به زودی

۱۴۰۴/۰۳/۲۱
11:5
یوکابد

امید خدا فردا برمی‌گردیم خونه. ازاونجایی که حجم وسایلمون برا برگشت بیشتر شده و تیغ آفتاب می‌‌افته به ماشینُ سراندرپام میشه خال ریز قرمز:| بلیط گرفتم البته که زحمتش رو امیر کشید:) ‌.. و شرمنده م کرد. بماند به یادگار :") دیشبم برا سیب زمینی ک ویچه بهم نداد کلی لوسم کرد ^_^ که بِسی‌یار چسبید :)) خدایا شکرت که برمی‌گردم خونه بالاخره ..آخیش (⌒‐⌒) و برا مابقی واریزی امیر + سه ماه پیش روو بدون فکر پیش و به امید خدا برنامه دارم که بعداز انجام و موفقیت آمیز بودنش ثبت می‌کنم. تمرین نه گفتن بیشتر به ویچه، از اهم واجباته ..

© The girl from Jerusalem