۲۲‌صفحه

۱۴۰۴/۰۴/۲۶
11:24
یوکابد

اومدم بنویسم تووی ۲۲ صفحه از کتاب حدود هفت تا باگ نوشتاری و تفاوت شدید و بارز فرهنگی پیدا کردم.سبک نویسنده گل‌بافیه، پر از "باید" های نرم اما ناکارآمد.. یه‌جور تعمیم‌دادن تجربه‌های فردی غربی، توی فضایی بی‌درد یا با درد کنترل‌شده، به همه‌ی آدم‌های دنیا...

اعلام می‌کنم تنها نکته مفید تا اینجا: مضطرب نباش و مدیریت کن عواطفت رو( مث اینه وقتی خابتون نمیاد مامانا بهتون بگن بخاب خابت می‌بره) ... چون قرار بود کتاب رو خلاصه‌گویی کنم... به همین تا اینجا بسنده می‌کنم. راضی نبودم از نگرشش... طبق کتاب 😂من برم وافل هاوس ی سر تا دخترم هوای سونیک خمیربازی تخصصی با خمیر گلچینی ساختن توسط من، که فکر می‌کنه همه کارای دنیارو طبق گفته خودش بلدم، از سرش بیفته...

○ منظورم از پولدار باش، مولتی میلیاردر در ایرانه! وگرنه این روشا جواب نیس ک هیچ! ی پارتنر خسیس داشته باشی مولتی هم باشی کل مسیر برات غر می‌زنه که پولارو حروم می‌کنی. تف...

○ کودک دوساله‌خودشو مثال می‌زنه بعد می‌گه فرصت بده بیندیشد تا ربات نشود. خب لامصب دو سالشه! تازه کشف کرده انگشتاش از خودش جدا نمی‌شن! می‌خوای بهش فرصتِ تفکر بدی؟ خب اگه تفکر کنه 😂برفرض مثال تصمیم گرف خودشو بسوزونه! اکیه؟ تا اینجا گل کشیده نویسنده...

○ توی جامعه‌ای که زخم‌خورده‌ست، اول باید مرهم گذاشت، بعد ازش انتظار نازک‌دلی داشت. این کتاب اساسش اینه که آدما رو دعوت می‌کنه به شنیدن دل، پشت ِحرفا، و گفت‌وگو از دل به دل، بدون برچسب ُ قضاوت ُ خشونت کلامی... امااااا : نگاهش یه جوریه انگار همه تووی سطحی از امنیت روانی، مالی، اجتماعی، و آموزشی هستن که بتونن "فقط" با تکنیک‌های ارتباطی مشکلشونو حل کنن.
ولی این‌جا ... ایرانه... زن و مرد باید اول از گِل‌و‌لایِ ترومای کودکی، تحقیر، فقر، ترس، بقا، بی‌اعتمادی و جنگ روانی جنگ ۳۰ یا۳۰ ،تورم روزمره رد شن تا اصلن بتونن فقط بشنون. چه برسه به اینکه "پشت کلماتو ببینن" 🥴

○ من حتا وقتی فریادِ درونم لرزه می‌ندازه ب دستُ پام بازم بدون فریاد و با عواطف مدیریت شده صحبت می‌کنم. یک‌ساله که همینم... اما این راهکار نیس! صرفن فریاد نزدن... خیلی حرفا با محبت هم باز خودشون نوعی فریادن... بچه جنس روح رو حس می‌کنه. درد روحت رو... درمان پیش رواندرمانگر امن و فهیم و بس.

● می‌دونم که من اَبَر مامان نیستم و یه روز اینو پذیرش می‌کنه... ولی اینم واقفم که کودک وقتی ایمان داره که : مامان من همه‌چیو بلده، یعنی من ب حد لازم تونستم امن‌ترین پناهش باشم الحمدلله 🌸🌱... حتا اگه نتونم سونیک بسازم 🥴😂

برچسب‌ها: جوجک، آموختم
© The girl from Jerusalem