توهمِ بدهی
از کتاب عشق کار منزلت در عصرِ مدرن -آلن دوباتن: توی صفحه ۱۶ دوباتن اشاره میکنه : مسئله صرفا پیدا کردن آدم مناسب نیست ... : فکر میکردم اگر آدم درست را پیدا کنم همه چیز رو به راه میشود . نکته اینجاست که چنین ایده ای عمیقن خطاست و باید ریشه کن شود . معلوم ست که همه ی ما از نمای بسته موجودات مساله داری هستیم.
اگر دنیا دست من بود یکی از سوالاتی ک در قرار اول الزامی میکردم این بود که بدونِ لزومن منظورِ توهین آمیزی دو طرف از هم بپرسند: تو چ جور دیوانگی ای داری؟؟ من اینطور دیوانه ام تو چطور دیوانه ای و بعد میباید انتظار داشته باشیم که در یک جو غیر هیستیریک وغیر تدافعی به یک جوابِ فکر شده و عمیق برسیم . فکر کنید اینطوری چقدر زمان کمتری هدر میرفت.
نباید از دو طرفی که وارد رابطه میشوند انتظار داشت که کامل و بینقص باشند؛ باید انتظار داشت نقص هایشان را کنترل کنند و بتوانند در مورد وجوه نفرت انگیز شخصیتشان به هم اخطار داده و یکدیگر را آماده سازند پیش از اینکه در لحظه ای خطیر با رو کردن آن جنبه همدیگر را متاثر سازند .
از نظر من توضیحی آرام در مورد دیوانگی به طرف مقابل می تواند ارزشمندترین هدیه به او باشد و حتا خودش کتاب بزرگی میشود ، با عنوان دیوانگی های من D: [ حرف راست رو از دوباتن بشنو :)) به مرور این کتاب از خلاصهای که پارسال ازش نوشتم احتیاج داشتم و بسی چسبید D: ] .