یه ایده!
دیروز ک داشتم یکی از وبلاگارو طبق عادت میخوندم چیزی به فکرم رسید! یه ایده که شاید کاملن قابلیت اجرا رو داشته باشه. شاید واقعن ی روز زبان جدیدی بسازم به نام Writing Analysis Language ! اینکه بشه یه زبان کامل ِ سیستماتیک دقیق ؛ حتا قابل آموزش ک بشه باهاش حالتا و نیتای پشت نوشتار تشخیص داد ؛ قاعدتن توی پیاما، متون مختلف حتا شاید بشه منظور دقیق و اون لحظهش رو حس کرد. میزان سوتفاهما رو کمتر کرد. "کمتر" فریب نوشتهها خصوصن فانتزیای عجیب و ناممکن و مسخره نویسندهها که ذهنهارو شستشو میدن با کتاباشون و بیمار میکنن رو خورد. اینکه سریعن بفهمی آیا متن و کتابی ارزش خوندن داره یا نه ؟ نویسنده حداقلِ سلامت روان رو داشته؟ و خیلی موارد دیگه که مهمترینشون نیت از نوشتار ... اینکه اون لحظه دلی نوشته یا با نیت خاصی مثل جلب توجه فرد خاص، یا افراد مد نظرش، راست و دروغش؛ استرسش؛ حس شادی یا غمش ! و شاید اینطوری حتا بشه همدلی بیشتری هم داشت را نویسنده متن؛ پیام یا کتاب و جبهه نگرفت نسبت به متونش و قضاوت اشتباهش نکرد... البته نه به طور قطع و صددرصد همونطور که زبان بدن و تحلیل زبان بدن باگ زیادی داره.
○ داخل گوشیم از دهه هشتاد ۸۴تا تم مختلف داشتم :| دیشب ب جز ۲ تاشون الباقی رو کامل پاک کردم که انقد کرم درونم سیخ به جیگر وبلاگم نزنه و هی وسوسه نشم ببینم روی وبم چطوری میشن... بهش میان یا میرن :))