معجزهی شکرگزاری
گاهی دوس داشتم برقا که میرفتن مثل الان که رفتن صدالبته شیفت دومشونه ؛ وقتی از گرما کلافه بودم و مستاصل یکی بود ُ میگف: پنکه کوچولوی دستی دخترت رو روشن کن... چندتا نفس عمیق بکش، یه کتاب بردار بخون یا یه فیلم ببین با گوشیت...درست میشه. تموم میشن این روزای مسخره خودت بهتر بلدی بهتر دیدی که! اگه رو به تاریکی بود مثلن میگفت: شمع روشن کن چه زمانی بهتر از الان برای معجزهی شکرگزاری؟ برای مدیتیشن؟ رها کن خودتو دختر... ببین چقد خستهای! خودت نبینی من میبینم حجم مسئولیتایی که ازشون چیزی نمیگی که به خیال خودت "غر" نزده باشی ! ولی غر نیستن اونا بخشی از زندگیتن که به شخصیتت رشد و شکل بیشتر دادن آبدیدهت کردن! و من به قدرتای تو به عظمتت افتخار میکنم. تو با بقیه خیلی فرق داری :)
ولی حقیقتن یاد گرفتم آرامش ساختهی خودمه ُ محصولِ بودن یا نبودن کسی دیگه نیس ... خیلی وقته میدونم آدمایی که خودشون بینورن، هیچ وقت چراغی برای دیگری روشن نمیکنن. حالا میدونم وقتی همهچی تاریک میشه، بهترین فرصت برای شکرگزاریه؛ برای دیدن قدرتی که توی من ریشه داره.
بخشی از کتاب معجزه شکرگزاری که دخترعمه گف رو توی این فرصت عالی درکنار مدیتیشن دانلود کردم بخونم و میگه: مھم نیست کھ پیرو چھ دین و آیینی ھستید یا بھ طورکلی آدمی مذھبی ھستید یا خیر، این جملھ ھای کتاب مقدس و قرآن، زندگیِ شما را دربرخواھد گرفت. آنھا قانون بنیادی و اساسیِ علم و جھان را بر شما آشکار میکنند...
○ به نشونهها باور دارم... خیلی :)
○ لینک کتاب PDF
