قدم اول:خودشناسیُ‌خودیابی

۱۴۰۴/۰۵/۲۳
9:23
یوکابد

با این متن روبرو شدم ‌... لیک من بر این باورم که 'جهان'، 'نگرشِ تو بِدان'، و در نهایت دگرگونیِ آن‌؛ همه چیز را متحول تواند ساخت. اگر در درونِ خویش خواری و بی‌بهایی حس کنی، گر صد سال نیز بگذرد، همان بار را بر دوش کشی؛ زباله‌ی‌احساسی، که از سالی به سالی رود، تا آنگه که بدانی خود، سطلِ حمل و پذیرشِ پلیدی نیستی.

چون این دانستی، جهان برایت دگر شود. مقرر آن‌ست که با گذرِ روزگار، خویشتن را ارج نهی، نه آن‌که رنجِ ناسپاسی دیگران را چونان گاوی که مغز به معده بدل کرده، دمادم بجوی و بپروری؛ درنهایت دریابی که جهان و هرچه‌ در آن؛ خود توست.

پس بپذیر که زمان، نه زخم را بندد، و نه مردمان را آموزد که چگونه دوستت بدارند؛ تنها مهلت دهد تا یا ژرف‌تر دریابی چه گذشته است ( و گذشته به نقل‌از هلاکویی درگذشته‌است باید به خاک سپردُ رفت) ، یا ژرف‌تر آزرده گردی.

برچسب‌ها: پذیرش، آموختم
© The girl from Jerusalem